دندانک
مترادفها
دندان کوچک
لغت نامه دهخدا
دندانک. [ دَ دا / ن َ ] ( اِ مصغر ) دندان خرد. دندان کوچک. ( یادداشت مؤلف ):
نگار من به دو رخ آفتاب تابان است
لبی چو بسدو دندانکی چو مروارید.اسدی.رجوع به دندان شود.
دانشنامه عمومی
دندانک، نوک دندان، ممینه یا ماملون ( از فرانسوی mamelon، "نوک پستان" ) یکی از سه برآمدگی گرد است که در هنگام بیرون آمدن از لثه روی لبه برش دندان دندان پیش وجود دارد. اگر دندانک ها به طور طبیعی با گاز گرفتن و خوردن غذاها فرسوده نشده باشند، دندانپزشک می تواند ظاهر آنها را صاف کند. دندانک ها روی دندان پیش مرکزی و جانبی دائمی وجود دارند. پدیدار شدن دندانک ها روی دندان پیش مرکزی فک بالا ساده تر است و به صورت سه برجستگی کوچک در لبه دندان پیش پدیدار می شوند. دندانک ها معمولاً اهمیت بالینی ندارند. [ نیاز به منبع پزشکی ] معمولاً در اوایل عمر دندان فرسوده می شوند.
جمله سازی با دندانک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سوهانک دندانکهای کوچک و نوارهای کیتینی دارد که معمولاً برای تراشیدن و بریدن مواد غذایی پیش از هدایت این مواد به مری بهکار میرود.
💡 چیدمان دندانکها بر روی سوهانک از یک گروه تا گروه دیگر جانوران، تفاوتهای زیادی از خود نشان میدهد.
💡 درختی کوتاه یا متوسط با شاخهچههای معمولاً قرمزرنگ است که شاخهچههای اغلب تقریباً واژگوناند. برگهای جوان آن سبز کمرنگ و برگهای مسنتر با سطح بالایی سبز تیره و سطح زیرین پوشیده از گرد سفید، با لبه دندانکدار نوکتیز کوچک یا تقریباً کامل هستند و نوک برگهای به تدریج منتهی به نوک دراز باریکی میشود. برگها طول ۶۰-۱۶۰ و عرض ۷-۲۰ میلیمتر دارند. گلآذین دمگربهای نسبتاً متراکم و کوتاهی دارد.