لغت نامه دهخدا
دندان رو. [ دَ رَ / رُو ] ( اِ مرکب ) آشی را گویند که از بلغور گندم پزند. || هر چیز نیم سوخته را هم گویند. ( لغت محلی شوشتر ).
دندان رو. [ دَ رَ / رُو ] ( اِ مرکب ) آشی را گویند که از بلغور گندم پزند. || هر چیز نیم سوخته را هم گویند. ( لغت محلی شوشتر ).
آشی را گویند که از بلغور گندم پزند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آب حیاتم از لب و دندان روان شود گر بوسه ای به بنده دهی زان دهان تنگ
💡 لب شیرین به کام دیگران است مرا خون از لب و دندان روان است