لغت نامه دهخدا
دلسوزان. [ دِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ززو ماهرو، بخش الیگودرز، شهرستان بروجرد با 156 تن سکنه. آب آن از چشمه و قنات و محصول آن غلات و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
دلسوزان. [ دِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ززو ماهرو، بخش الیگودرز، شهرستان بروجرد با 156 تن سکنه. آب آن از چشمه و قنات و محصول آن غلات و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیش دلسوزان درآر آن شمع بزمافروز را تا بیاموزد ز جان دردمندان، سوز را
💡 ز دلسوزان نمی خواهد چراغی مرقد پاکش ز آه گرم، شمع دودمانی هست عاشق را
💡 اردیبهشت هر سال، کارکنان و فارغ التحصیلان قدیمی دبیرستان، گرد هم میآیند و با بیان خاطرات گذشته، یاد آن دوران را گرامی میدارند. ضمناً این جشن از ساعت ۵ بعد از ظهر اولین چهارشنبه اردیبهشت هرسال با حضور همه ی ادب دوستان و ادب آموختگان و دبیران و همه دلسوزان ادب و آغاز میگردد
💡 در پايان اين موضوع يادآورى اين نكته خالى از فايده نيست كه يكى از موضوعاتهميشگى مدنظر برنامه ريزان و سياستگزاران تهاجم فرهنگى بر عليه اسلام نابمحمدى صلى الله عليه و آله دامن زدند به خرافات و يا خرافى جلوه دادن باورهمحخاىاسلامى بوده و محسوس و ملموس است و دلسوزان اسلام و اصحاب قلم و متعهديناهل نظر همواره بايست متوجه اين نكته باشد كه الحمدلله هستند.
💡 قوانین محکم در قبال جنایات بازدارنده هستند. کاش تلاش دلسوزان زودتر نتیجه میداد. با پیگیری و درخواست دولت و مجلس لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان در آخرین مراحل است.