دل دوری

لغت نامه دهخدا

دل دوری. [ دِ ] ( حامص مرکب ) تنفر از یکدیگر. بغضاء: و ألقینا بینهم العداوة و البغضاء... ( قرآن 64/5 )؛ میان جهودان و ترسایان دشمنی و دل دوری افکندیم. ( تفسیر ابوالفتوح رازی ج 2 ص 188 س 8 ).

فرهنگ فارسی

تنفر از یکدیگر.

جمله سازی با دل دوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 میخوری خون دل من، تا ز دل دوری کنم از دلم چون دور گردی؟ چون به جان پیوسته‌ای

💡 از حقیقت چنان به دل دوری که نه‌ای اوستاد مزدوری

💡 دل در اوصاف تو گر چند که دوراندیشست همچو اندیشه ترا کی بود از دل دوری

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز