لغت نامه دهخدا
دل افسردگی. [ دِ اَ س ُ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی دل افسرده. دل افسرده بودن. افسرده دلی. غمگینی. دل مردگی. رجوع به دل افسرده شود.
دل افسردگی. [ دِ اَ س ُ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی دل افسرده. دل افسرده بودن. افسرده دلی. غمگینی. دل مردگی. رجوع به دل افسرده شود.
حالت و چگونگی دل افسرده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خبر از سوز محبت دل پروانه دهد جز دل افسردگی از بی خبران نتوان دید
💡 حزین، از دل افسردگی سود چیست؟ صریر نیت شکوه آلود چیست؟