دفنه

لغت نامه دهخدا

( دفنة ) دفنة. [ دَ ف َ ن َ ] ( اِخ ) شهرکی است در شام و منسوب بدان دفنی شود. ( از الانساب سمعانی ).

فرهنگ فارسی

شهرکی است در شام و منسوب بدان دفنی شود.

جمله سازی با دفنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (نیل کسر: دفنه اوزگون ۱–۱۱۳) دختر نازان و خواهر دوقلو سرکان است.او برعکس سرکان شخصیت بدی دارد و دختران را بسیار اذیت کرد.او برای مدتی عاشق گوکهان بود و پس از مرگ او توسط مادرش، با اینکه گوکهان او را دوست نداشت بسیار ناراحت شد. او مانند مادرش دختران یتیم خانه را دوست ندارد.

💡 (ودا یورت سور: نازان اوزگون ۱۱۳–۱)مادر دفنه و سرکان است. او گوکهان را کشت. بعداً مشخص می‌شود که او دفنه و سرکان را به فرزندی قبول کرده‌است. در بخش‌های پایانی فصل ۲ با دختران یتیم خانه مهربان می‌شود.

💡 (مهمت آیکاچ: سرکان اوزگون ۱۱۳–۱) او یک خانواده ثروتمند دارد. سرکان برادر دوقلو دفنه ولی برعکس خواهرش شخصیت مهربان و خوبی دارد و دوست هم کلاسی ایلول است. بعدا عاشق و دوست پسر ایلول شد.و بعد دوست پسر جمره شد.

سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز