دعوی داشتن

لغت نامه دهخدا

دعوی داشتن. [ دَع ْ ت َ ] ( مص مرکب ) ادعا داشتن:
چون تو دعوی زور و زر داری
دیده را کور و گوش کر داری.سنائی.- دعوی با کسی داشتن؛ بر او ادعا داشتن:
به خون خود قسمها میخورم شاهد اگر این است
نمیدانم بروز حشر دعوی با چه کس دارم.تنها( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

ادعا داشتن.

جمله سازی با دعوی داشتن

💡 این حزب در سال ۲۰۱۲ دعوی داشتن ۸۰٬۰۰۰ عضو داشته‌است.

عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز