لغت نامه دهخدا
دستورات. [ دَ ] ( اِ ) ج ِ دستور به سیاق عربی. رجوع به دستور شود. || صدیکی که به زمین دار در وقت جمع اراضی داده می شود. ( ناظم الاطباء ).
دستورات. [ دَ ] ( اِ ) ج ِ دستور به سیاق عربی. رجوع به دستور شود. || صدیکی که به زمین دار در وقت جمع اراضی داده می شود. ( ناظم الاطباء ).
( اسم ) جمع دستور به سیاق عربی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آيه فوق از ميان تمام دستورات دينى تنها اشاره به نماز شده است و همانطور كهميدانيم نماز مظهر پيوند با خدا و ارتباط با او است و به هميندليل از همه عبادات برتر و بالاتر است، و به عقيده بعضى هنگامنزول اين آيات تنها فريضه اسلامى همين نماز بود.
💡 بسیاری از افراد معادل های برینفاک را ایجاد کردهاند (زبانهایی با دستوراتی که مستقیماً به برینفاک نگاشت میشوند) و یا مشتقات برینفاک (زبانهایی که رفتار برینفاک را گسترش میدهند یا آن را در قلمرو معنایی جدید نگاشت میدهد).
💡 حقيقتا چقدر اين دستورات مختصر و در عين حال عظيم و والاست. و شايد مختصرترين دستوربا جوهره اى باشد كه طى تاريخ، در پى فشارهاى سياسى و درمراحل سرنوشت ساز براى چاره جويى مشكلات صادر شده باشد.
💡 شما اين دستورات را به كار بنديد و مطمئن باشيد پيروزى با شما است (زيرا خداوندبراى كافران مجازات خوار كننده اى آماده كرده است.)
💡 3- مشترك بودن دستورات الهى در همه اديان، عمل به آنها را آسان مى نمايد. (وصينا... من قبلكم و ايّاكم ان اتقوا اللّه )