دستان سام

لغت نامه دهخدا

دستان سام. [ دَ ن ِ ] ( اِخ ) دستان زند. دستان پسر سام، چه دستان لقب زال پدر رستم بوده است:
تو پور گو پیلتن رستمی
ز دستان سامی و از نیرمی.فردوسی.ببیند یکی روی دستان سام
که بد پرورانیده اندر کنام.فردوسی.- پور دستان سام؛ پسر زال یعنی رستم:
کدام است کاین را ندانم بنام
یکی گفت این پور دستان سام.فردوسی.

فرهنگ فارسی

دستان زند دستان پسر سام

جمله سازی با دستان سام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زواره فرامرز و دستان سام کسی را ز خویشان که دارند نام

💡 پرستنده شد سوی دستان سام که شد ساخته کار بگذار گام

💡 تو ای پیر بیدار دستان سام مرا دیو گویی که بنهاد دام

💡 چو آمد به دستان سام آگهی که مهراب آمد بدین فرهی

💡 سر انجمن پور دستان سام که سیمرغ رستمش کرد است نام

💡 که از تخم دستان سام سوار نباشد مگر پهلو نامدار

مافیا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز