دست خوردن

لغت نامه دهخدا

دست خوردن. [ دَ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) لمس شدن. مورد اصابت قرار گرفتن.
- دست خوردن به چیزی یا کسی؛ بدون آگاهی و عمد دست به چیزی یا کسی اصابت کردن.
دست خوردن. [ دَ ت ِ خوَرْ /خُرْ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دست ِ قاصد اکل.
- دست خوردن بردن؛ آغاز خوردن کردن. به تناول غذا آغازیدن:
که ای شاه نیک اختر دادگر
تو بی چاشنی دست خوردن مبر.فردوسی.

فرهنگ فارسی

لمس شدن مورد اصابت قرار گرفتن یا دست قاصد اکل.

جمله سازی با دست خوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که ای شاه نیک اختر و دادگر تو بی‌چاشنی دست خوردن مبر

💡 از طرف ديگر به طور مسلّم و به ضرس قاطع مى توان ادعا كرد كهعامل اساسى و علت اصلى داخل شدن ((اسرائيليات )) كه عبارت از جعليات اشخاصىمثل ((كعب الاحبار)) و ((عبداللّه بن سلام )) است و همچنينداخل شدن ((مسيحيات )) كه جعليات مثل ((تميم دارى )) وامثال اوست، در متون اسلامى، دورى ناقلان آثار و راويان اخبار است از حديث شناسانواقعى و كسانى كه در دامان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پرورش يافتند، و با تفكر وانديشه او آشنايى كامل داشتند؛ زيرا كسانى كه سيره پيامبر اكرم و اسلام ناب را بهطور كامل مى شناختند، مانع دست خوردن احاديث و راهيابى اسرائيليات و مسيحيات در آن مىشدند و همين موجب مى گرديد كه حديث سازان و دروغگويان، بيشتر دروغها و جعليات خودرا دور از چشم افراد حديث شناس و پرورش يافته در دامان پيامبر صلّى اللّه عليه و آلهوارد حديث، و در ميان اشخاص بى خبر از همه جا، عنوان كرده و به خورد مردم ناآگاهبدهند.

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز