لغت نامه دهخدا
دریافت گر. [ دَرْ گ َ ] ( ص مرکب ) بیننده. ناظر. ( ناظم الاطباء ).
دریافت گر. [ دَرْ گ َ ] ( ص مرکب ) بیننده. ناظر. ( ناظم الاطباء ).
بیننده. ناظر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جوی یک آرایشگر مجرد، معروف به «ملکه ابرو هالیوود» است که مشتریانی همانند اپرا وینفری و رایان سیکرست دارد. مادر جوی که در انگلیس زندگی میکند، به شدت از رفتارهای او انتقاد میکند. او در ۱۵ سالگی صاحب یک پسر شد که او را به عنوان فرزندخوانده به شخص دیگری سپرد. در پایان فصل اول، جوی پیامی از پسرش دریافت میکند، اما گردباد مانع از تماس این دو میشود. جوی به دلیل اینکه انگلیسی است، برای اقامت مشکل دارد و به اخراج از ایالات متحده آمریکا تهدید میشود. دریافت گرین کارت در مرکز بسیاری از تلاشها قرار دارد.
💡 گردی از محمل لیلی نتوانی دریافت گر تو از راه به آواز درا خواهی رفت