درون نشین

مترادف‌ها

درون نشستن، داخل نشستن

متضادها

برون‌گرا

لغت نامه دهخدا

درون نشین. [ دَ ن ِ ] ( نف مرکب ) درون نشیننده. نشیننده در اندرون. گوشه نشین و خلوت گزین. ( از آنندراج ). خلوت نشین و مجرد. ( ناظم الاطباء ):
ای سرمه کش بلندبینان
در بازکن درون نشینان.نظامی.

فرهنگ فارسی

درون نشیننده نشیننده در اندورن گوشه نشین و خلوت گزین خلوت نشین و مجرد

جمله سازی با درون نشین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یا برون آی همچو سیر از پوست یا به پرده درون نشین چو پیاز

💡 ورنه، دعوی مکن، به معنی کوش رو به کنجی درون نشین، خاموش

💡 شخصیت‌های درون نشین معمولاً ترجیح می‌دهند وقت خود را در محیط‌های آرام و خلوت بگذرانند تا بتوانند با تمرکز بیشتری بر افکار و احساسات خود مطالعه کنند.

💡 در محیط‌های کاری پرجنب‌وجوش، افراد درون نشین ممکن است برای برقراری ارتباط مؤثر با همکاران خود نیاز به زمان و انرژی بیشتری برای بازیابی خود داشته باشند.

💡 روان‌شناسان معتقدند که رفتارهای درون نشین لزوماً به معنای کمبود مهارت‌های اجتماعی نیست، بلکه صرفاً یک سبک شخصیتی برای مواجهه با دنیای پرهیاهوی اطراف است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران