درخم

لغت نامه دهخدا

درخم. [ دِ رَ ] ( معرب، اِ ) درخمی: درخم یک درم کم ِ سه طسوج باشد. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
- درخم آتّیک؛ از نقود نقره معمول در ایران قدیم است، مساوی با 0/80 ریال جدید ایران و 0/93 فرانک طلا. ( از تاریخ ایران باستان ج 1 ص 166 ). رجوع به دراخمه شود.

جمله سازی با درخم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گویی است چرخ درخم چوگان قدرتش چون پای در رکاب کند شهسوار دل

💡 چه دست درخم اندیشه میزند دیگر مگر بجوش درآمد شراب روحانی

💡 دارد چو هدف درخم من سخت کمانی کز تیر کجی برد برون زور کمانش

💡 جان اگر زو داری و جانانت اوست تن فرو ده درخم چوگان او

💡 شیهۀ ابرش تو درخم گردون پیچد مجری ناوک تودیدۀ کیوان باشد

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز