درافزار

لغت نامه دهخدا

درافزار. [ دَ اَ ] ( اِ مرکب ) آنچه در را باید، از لولا و چکش و چفت و رزه و گل میخ و غیره. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). آلات و ادوات در:
پس دری کردم از سنگ و درافزاری
که بدو آهن هندی نکند کاری.منوچهری.

جمله سازی با درافزار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس دری کردم از سنگ و درافزاری که بدو آهن هندی نکند کاری

مکتوب یعنی چه؟
مکتوب یعنی چه؟
مأوا یعنی چه؟
مأوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز