دراز گوی

دراز گوی

واژه «درازگوی» در زبان فارسی به فردی گفته می‌شود که در سخن گفتن زیاده‌گویی می‌کند و کلام او طولانی، کشدار و بیش از حد معمول است. این واژه از ترکیب «دراز» به معنای بلند و کشیده و «گوی» از ریشه «گفتن» ساخته شده است و به کسی اشاره دارد که در بیان مطلب، ایجاز و اختصار را رعایت نمی‌کند. در متون کهن فارسی، این صفت برای توصیف افرادی به کار می‌رفته که در سخن گفتن وارد جزئیات غیرضروری می‌شدند و اصل مطلب را در میان توضیحات طولانی پنهان می‌کردند. از دید زبانی، «درازگوی» در مقابل «کوتاه‌گو» یا «ایجازگو» قرار می‌گیرد و بار معنایی آن معمولاً انتقادی است. در فرهنگ‌های لغت، این واژه به صورت «درازگوینده» نیز تعریف شده و بر طولانی‌گویی در گفتار تأکید دارد. کاربرد این واژه بیشتر در متون ادبی و اخلاقی دیده می‌شود، جایی که نویسندگان از پرگویی به عنوان یک ویژگی منفی یاد کرده‌اند. در واقع «درازگوی» فردی است که در بیان مفاهیم ساده، توضیحات گسترده و غیرضروری ارائه می‌دهد. این ویژگی در برخی متون به عنوان نشانه ضعف در مهارت بیان و عدم توانایی در خلاصه‌گویی تلقی شده است. بنابراین معنای اصلی این واژه، اشاره به فردی است که در گفتار خود دچار اطاله و پرحرفی می‌شود.

لغت نامه دهخدا

درازگوی. [ دِ ] ( نف مرکب ) درازگوینده. درازگفتار. آنکه سخن بسیار گوید. آن که هر سخن طویل کند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

دراز گوینده

جمله سازی با دراز گوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رمان حرف و سکوت یا دراز گویی یک دیوانه در یک داستان کوتاه از محمود کیانوش در سال ۱۳۵۸ انتشار یافت. داستان رمان مربوط به دهه ۴۰ در تهران است.

خلار یعنی چه؟
خلار یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز