در پذیرفتن

لغت نامه دهخدا

درپذیرفتن. [ دَ پ َرُ ت َ ] ( مص مرکب ) پذیرفتن. قبول کردن:
گر ایدون که او درپذیرد مرا
از این تاختن دست گیرد مرا.فردوسی.چنین رای بینم من ای پهلوان
اگر درپذیری به روشن روان.فردوسی.پدر درپذیرفتش از نیکوی
بدان دین که خوانی ورا پهلوی.فردوسی.الهی ز فضلت نباشد بدیع
خطاهای ما درپذیر از شفیع.نزاری قهستانی ( دستورنامه چ روسیه ص 48 ).تویی پایمرد و تویی دستگیر
ببخشای و رحمت کن و درپذیر.نزاری ( دستور نامه ص 48 ).

فرهنگ فارسی

پذیرفتن قبول کردن

جمله سازی با در پذیرفتن

💡 در پذیرفتن اسلام بسی سال زدند غازیان بر در دیر پدرانت تکبیر

💡 که را آن زهره و یارا که گوید رحم کن یارا وگر او رد کند ما را که خواهد در پذیرفتن

💡 مردم روزانه بر ارتباط بین آیین بودای چین و بودیسم تبتی تأکید می‌کنند و دالایی لاما را به خیانت در پذیرفتن تبت جنوبی به عنوان بخشی از هند متهم می‌کنند ".

💡 در بسیاری از موارد، دانش آموزان به زندگی شهری عادت داشتند و در پذیرفتن واقعیت‌های سخت مبارزات چریکی مشکل داشتند؛ بنابراین حزب تصمیم گرفت تا بسیاری از آنها را به جای جنگل‌های عمیق، در روستاها قرار دهد. دانشجویان تازه‌وارد به گروه‌های پنج تا ده نفره تقسیم می‌شدند که در حدود ۲۵۰ «روستای آزادشده» کشور توزیع شده بودند.

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
رد دادن یعنی چه؟
رد دادن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز