لغت نامه دهخدا
درمکان. [ دُ م َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان رودخانه بخش میناب شهرستان بندرعباس واقع در96 هزارگزی شمال میناب و سه هزارگزی خاور راه مالرومیناب - گلاشکرد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
درمکان. [ دُ م َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان رودخانه بخش میناب شهرستان بندرعباس واقع در96 هزارگزی شمال میناب و سه هزارگزی خاور راه مالرومیناب - گلاشکرد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده کوچکی است از دهستان رودخانه بخش میناب شهرستان بندر عباس واقع در ۹۶ هزار گزی شمال میناب و سه هزار گزی خاور راه مالرو میناب - گلاشکرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به گزارش سازمان ملل، هزاران نفر در جهان در شرایط نامطلوب و در مکانهایی که بستگان یا نمایندگان حقوقی آنها از آن خبر ندارند زندانی هستند.
💡 کردم وطن در تو، که مرغان نیک پی جز در مکان امن نسازند آشیان
💡 به گزارش پلیس لسآنجلس که میگوید در مکان مرگ او دو افسر حاضر شدند، «آقای گارنر به مرگ طبیعی درگذشته بود.»
💡 گشوده دیده ی ما زاغ در جهان ابیت فکنده تخت دنی در مکان او ادنی
💡 موجود بیبدایت و بیانتها و حصر مولود در مکان پدر پیر لامکان