در بافتن

لغت نامه دهخدا

دربافتن. [ دَ ت َ ] ( مص مرکب ) بافتن. || آمیختن. درآمیختن. پیوستن:
آن دو فاضل فضل خود دریافتند
با ملایک از هنر دربافتند.مولوی.رجوع به بافتن شود.

فرهنگ فارسی

بافتن

جمله سازی با در بافتن

💡 هفت شش‌ضلعی که توسط نوارهای رنگی تشکیل شده‌است، نشان‌دهنده هفت امارت‌های امارات متحده عربی میزبان است. این الگوی مصنوعی الهام‌ گرفته از شش گوشه از هنر اسلامی، و هم‌چنین سنت قدیمی اماراتی در بافتن برگ‌های نخل، که به‌صورت محلی به عنوان سفره استفاده می‌شود، است و هم‌چنین دایره و قوس کُروی‌شکل این لوگو نماد فوتبالی آن می‌باشد.

💡 مشهورترین مراکز نساجی در دوره صفویه، شهرهای کاشان، اصفهان، یزد، هرات، تبریز، رشت، مشهد، قم، ساوه و… بوده‌است. اما بافندگان شهرهای کاشان، یزد و اصفهان در بافتن پارچه‌های نقش‌دار شهرهٔ آفاق بودند. ولتر نویسنده و فیلسوف فرانسوی در یکی از آثار خود، شهر کاشان را به‌دلیل مخمل و زری‌های زیبا و کم‌نظیرش با شهر لیون فرانسه که مرکز صنایع ابریشم اروپاست هم‌ارز و برابر می‌داند.

💡 در اقتصاد تلینگیت به دو منبع درآمد می‌توان اشاره کرد، صنعت ماهیگیری و صنایع کارهای دستی. ماهیگیری از مشاغل مردان تلینگیت است. در بین کارهای زنان که با صنعت ماهیگیری ارتباط دارد استخدامشان در کارخانهٔ کنسروسازی است. آنان در صنایع دستی محلی نیز استخدام شده در بافتن سبدهای زیبا و منبت کاری یا کنده کاری روی چوب مهارت خاصی از خود نشان می‌دهند. این محصولات دستی برای مصرف محلی یا توریستی به فروش می‌رسد.