لغت نامه دهخدا
دبو. [ دِ ] ( اِخ ) نام دریاچه ای واقع در 240 هزارگزی جنوب غربی تمبکتو در کشور سودان غربی. تازیان بدان نام «بحر طیب » داده اند. ( قاموس اعلام ترکی ).
دبو. [ دِ ] ( اِخ ) نام دریاچه ای واقع در 240 هزارگزی جنوب غربی تمبکتو در کشور سودان غربی. تازیان بدان نام «بحر طیب » داده اند. ( قاموس اعلام ترکی ).
مجسمه ساز فرانسوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خیزم در دلدار زنم بوک دبو خود را به درش در افکنم بوک دبو
💡 من خود دانم که او قبولم نکند با این همه جانی بکنم بوک دبو