لغت نامه دهخدا
دباغی کردن. [ دَب ْ با ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دباغت. دباغة. عمل و صفت پیراستن پوست. آش نهادن پوست.
دباغی کردن. [ دَب ْ با ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دباغت. دباغة. عمل و صفت پیراستن پوست. آش نهادن پوست.
دباغت
💡 تاریخ شیمی به سلسله اتفاقاتی گفته میشود که از زمان باستان تاکنون برای دانش شیمی اتفاق افتادهاست. تا ۱۰۰۰ سال پیش از میلاد، تمدنهای باستان از ابزارهایی استفاده میکردند که سرانجام اساس تنوع شاخههای شیمی شدند. برای نمونه استخراج فلزها از سنگ معدن، سفالگری با استفاده از لعاب، تخمیر آبجو و شراب، تهیهٔ رنگدانه برای لوازم آرایشی و نقاشی، استخراج مواد شیمیایی از گیاهان برای دارو و عطر، تهیهٔ پنیر، ریسندگی، دباغی کردن چرم، تهیهٔ صابون از چربی، ساخت شیشه و ساخت آلیاژهایی مانند برنج.