لغت نامه دهخدا
دانش اصفهانی. [ ن ِ ش ِ اِ ف َ ] ( اِخ ) اسمش آقامحمدعلی مشهور به آقابزرگ از معارف نجبای آن ولایت و خواجه ای جواد بوده است. ازوست:
باز از شکایتی ز من آزرده شد دلش
ما را بحال خود نگذارد زبان ما.
نمردم تا شد از زخم دگر آزرده آن بازو
نمیدانم که خواهد خواست عذرقاتل ما را.( مجمعالفصحاء ج 2 ص 128 ).