ساغری سفلی

لغت نامه دهخدا

ساغری سفلی. [ غ َ ی ِ س ُ لا ] ( اِخ ) مِی کَند. دهی است از دهستان خرقان شرقی بخش آوج شهرستان قزوین، واقع در 8 هزارگزی شمال خاوری آوج. کوهستانی، سردسیر و آبش از رودخانه کلنجین، محصولش غلات، میوه، سیب زمینی و قلمستان است. 594 تن سکنه دارد که به زراعت اشتغال دارند، از صنایع دستی محلی بافتن قالیچه و جاجیم در آن معمول است. راه آن، مالرو است و از آبگرم ماشین بدان توان برد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).

فرهنگ فارسی

می کند دهی است از دهستان خرقان شرقی بخش آوج شهرستان قزوین

جمله سازی با ساغری سفلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خواهی نشود محتسب از مستی‌ات آگاه ای پخته ز هم ساغری خام حذر کن

💡 عمری به شیشه کرد مرا خشکی خمار تا ساغری ز باده احمربه من رسید

💡 کاش در بزم ادب من دلبری می‌داشتم پیش خود مانند مینا ساغری می‌داشتم

💡 قناعت در مزاج همت مردان نمی‌باشد فلک هم ساغری دارد اگر باشد دماغ دل

💡 جرأتی کو تا ز خواب ناز بیدارش کنم ساغری چون دولت بیدار در کارش کنم

💡 ساقی بیا به یک دو سبو دست ما بگیر داریم ساغری، چو کف عاشقان تهی

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
جراره یعنی چه؟
جراره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز