لغت نامه دهخدا
خیناگر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) سازنده. مغنی. مطرب. ( ناظم الاطباء ). چرگر. شادی. ( یادداشت مؤلف ). اما کلمه ظاهراً صورت دگرگون شده خنیاگر است.
خیناگر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) سازنده. مغنی. مطرب. ( ناظم الاطباء ). چرگر. شادی. ( یادداشت مؤلف ). اما کلمه ظاهراً صورت دگرگون شده خنیاگر است.
سازنده مغنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دل خیناگر است مطربی ار چند صورت زخمه ز چنگ و نای توان دید
💡 چرخ را گو، چتر خورشید و دف کردان بده ماه را گو، بربط ناهید خیناگر بخواه