لغت نامه دهخدا
خیال اندود. [ خ َ / خیا اَ ] ( نف مرکب ) باخیال. پرخیال. ( از آنندراج ):
پادشاه از دل خیال اندود
در عجب ماند کاین چه شاید بود.میرخسرو.
خیال اندود. [ خ َ / خیا اَ ] ( نف مرکب ) باخیال. پرخیال. ( از آنندراج ):
پادشاه از دل خیال اندود
در عجب ماند کاین چه شاید بود.میرخسرو.
با خیال پر خیال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رنج هستی بردنت از سادگیها دور نیست صفحهٔ آیینهای داری خیال اندود باش
💡 خیال اندود هستی نقش موهومی که من دارم به صد آیینه نتوان کرد یک تمثال مشهودش