خونه

لغت نامه دهخدا

( خونة ) خونة. [ خ َ وَ ن َ ] ( ع اِ ) ج ِ خائن. ( مهذب الاسماء ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ).
خونه. [ ن ِ ] ( اِ ) چوب اسطوانه ای شکل که خمیر نان را بدان پهن کنند. غلطک. وردنه. ( ناظم الاطباء ).
خونه. [ ] ( اِخ ) شهرکی است خرد [ به آذربادگان ] با نعمت و آبادان و مردم بسیار. ( حدود العالم ).

فرهنگ فارسی

شهرکیست خرد با نعمت و آبادان و مردم بسیار.

جمله سازی با خونه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وی سابقه بازی در تیم‌های نیروی زمینی، پاس همدان، سیاه‌جامگان، شهر خودرو، مس کرمان، خونه به خونه، استقلال، نساجی، سپاهان و هوادار را دارد.

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به باشگاه فوتبال نفت تهران و باشگاه فوتبال راه‌آهن و باشگاه فوتبال خونه به خونه اشاره کرد.

💡 وی سابقه بازی در تیم‌های اتکا گلستان، فجر سپاسی، پدیده، مس کرمان و خونه به خونه

💡 ازجمله تیم‌هایی که وی در آن‌ها بازی کرده‌است می‌توان به راهیان کرمانشاه و نیروی زمینی و راه آهن و گل گهر سیرجان و خونه به خونه بابل و هوادار اشاره کرد.

💡 برخی گزارش‌های ویدیویی از شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که دانش‌آموزان در کرج در روز ۱۵ آذر با شعار «امسال سال خونه، سید علی سرنگونه» در حال راهپیمایی بودند.

💡 یکی بود، یکی دیگه هم بود. اونم یه آقای دزدی بود که می‌خواست از یه خونه ای دزدی کنه… ولی کاش این خونه رو برای دزدی انتخاب نمی‌کرد.

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز