خوش خصال

لغت نامه دهخدا

خوش خصال. [ خوَش ْ / خُش ْ خ ِ ] ( ص مرکب ) نیکوطبیعت. متواضع. آراسته و پاکیزه سرشت. نیک خوی. ( ناظم الاطباء ). آنکه خصلت نیکو دارد. آنکه ذات پاک دارد. ( یادداشت مؤلف ):
تو ز خودکی گم شوی ای خوش خصال
چونکه عین تو ترا شد ملک و مال.مولوی.

فرهنگ فارسی

نیکو طبیعت متواضع

جمله سازی با خوش خصال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا بدانند آن امام خوش خصال پاچسان هشت اندر آن دارالوصال

💡 چون شنید این گفت او، آن خوش خصال گفت با خود با دو صد حزن و ملال

💡 دو دیده را بگشا نور ذوالجلال ببین ز فر دولت آن خوش خصال در دیده

💡 چون دلو مسافران چاهیم کان یوسف خوش خصال خواهیم

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز