لغت نامه دهخدا
خوش جمال. [ خوَش ْ / خُش ْ ج َ ] ( ص مرکب ) خوش صورت. قشنگ. زیباروی.
خوش جمال. [ خوَش ْ / خُش ْ ج َ ] ( ص مرکب ) خوش صورت. قشنگ. زیباروی.
خوش صورت قشنگ زیباروی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هما حسینی یکی از سه بانوی ورزشکار ایرانی است که موفق به کسب سهمیه در المپیک پکن شدند. او پس از سارا خوش جمال فکری (تکواندو)، دومین سهمیه زنان ایران را در المپیک پکن به دست آورد. پس از او نجمه آبتین در رشته تیر و کمان موفق به انجام این کار شد.