خورمیز

لغت نامه دهخدا

خورمیز. [ خُرْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش مهریز شهرستان یزد، واقع در جنوب باختری مهریز و 12هزارگزی باختر راه یزد به انار. این ده در جلگه قرار دارد با هوای معتدل و 2062 تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و از صنایع دستی کرباس بافی است. بدانجا یک باب دبستان وجود دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان حومه بخش مهریز شهرستان یزد واقع در جنوب باختری مهریز و ۱۲ هزار گزی باختر راه یزد به انار. این ده در جلگه قرار دارد با هوای معتدل و ۲٠۶۲ تن سکنه.

جمله سازی با خورمیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این روستا در دهستان خورمیز قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده‌است.

💡 در مورد شکل‌گیری مجموعه‌بناهای تاریخی خورمیز مستندات تاریخی نشان‌دهندهٔ قدمت خورمیز بیش از ۱۵۰۰ سال است که به مرور زمان به شکل امروزی درآمده است.

💡 برخی نیز خورمیز را معرب کلمه هرمز، پسر انوشیروان ساسانی بنیان گذار این دهستان میدانند

💡 خانه حاجی قاسمی مربوط به دوره قاجار تا دوره پهلوی است و در مهریز، بخش مرکزی، دهستان خورمیز، روستای سریزد واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۴۴۲۷ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 بنظر می رسد واژه ی خورمیز معرّب و تغییریافته ی حورمیز و یا هورمیز باشد و در نهایت به هورمزد یا اهورامزدا خدای خوبیها در آیین زرتشت برمی گردد. ضمنا واژه ی هرمز هم از همین ریشه مشتق شده است(هورمزد).

💡 حمام سریزد مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان مهریز، بخش مرکزی، دهستان خورمیز، روستای سریزد، محله میان واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۸ شهریور ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۳۱۵۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.