لغت نامه دهخدا
خوای. [ خوا / خا ] ( اِ ) ذوق. چاشنی. مزه. || خوش. ( ناظم الاطباء ). || خوشمزگی. لذت.
خوای. [ خوا / خا ] ( اِ ) ذوق. چاشنی. مزه. || خوش. ( ناظم الاطباء ). || خوشمزگی. لذت.
ذوق چاشنی
خوای ( به انگلیسی: Khowai ) یک منطقهٔ مسکونی در هند است که در بخش خوای واقع شده است. خوای ۲۱٬۳۸۷ نفر جمعیت دارد و ۲۳ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فردای آن روز دنیل در راو حضور یافت و بهشان مایکلز اعتراض کرد و شان نیز از او عذر خوای کرد ولی وی نپذیرفت و حرکت سابمیشن خود را به نام یِش لاک را روی او اجرا کرد. این درگیریها ادامه داشت تا جایی که تریپل اچ سعی کرد که کاری کند تا او را از هدفش دور کند پس او را با گروه وایت فمیلی درگیر کرد. او در آخرین قسمت راو در سال ۲۰۱۳ از طریق مردم به عنوان سوپر استار سال انتخاب شد.
💡 بدو گفت از ما چه خوای چنین که پر خون شد از تیغت این سرزمین
💡 ور به سختی و درشتی پی او خوای بود تو از ان دشمن خونخواره ستمکارتری
💡 بیشتر منتقدان فیلم را مجموعهای از استعدادهای نیکلسون خواندند. شیکاگو سان تایمز مینویسد"این نقشی است که او برای پر کردنش به دنیا آمدهاست … صحنه ای وجود دارد که او با ساتن لباس خوای میپوشد و تمام طول آن را روی تخت میپراکند، و از لذت زیاد و احساسات به خود میپیچد و کشیده میشود. این از خنده دارترین لحظات شوخ طبعی اوست که تا حالا انجام دادهاست. "