خواه مخواه

لغت نامه دهخدا

خواه مخواه. [ خوا / خا م َ خوا / خا ] ( ق مرکب ) راضی و ناراضی. || البته. یقیناً. بلاشک. || بهر جهت. ( ناظم الاطباء ). || خواه ناخواه.

فرهنگ فارسی

راضی و ناراضی یا البته

جمله سازی با خواه مخواه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گاه مستی اگرچه می‌بوسم لب او را به عنف خواه مخواه

💡 خویش را متن بتو بستم بجهان خواه مخواه سگ کوی علیم در همه جا نام بود

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز