خوارزم شهر

لغت نامه دهخدا

خوارزم شهر. [ خوا / خا رَ ش َ ] ( اِخ ) خوارزم. رجوع شود به خوارزم در این لغت نامه و نزهةالقلوب ص 179 و 180.

فرهنگ فارسی

خوارزم

جمله سازی با خوارزم شهر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابن بطوطه گوید خوارزم شهری نیکوست، دارای بارویی محکم و کوچه‌هایی وسیع و جمعیتی بسیار و بازاری باشکوه و کاروان‌سرا که نزدیک آن مسجد جامع و مدرسه واقع است. خوارزم در زمانی که ابن بطوطه از آنجا عبور کرد یک بیمارستان عمومی داشت که در آن پزشکی شامی موسوم به صهیونی، منسوب به صهیون شام، به معالجه بیماران می‌پرداخت. تقریباً در پایان قرن هشتم این شهر پس از محاصره‌ای که سه ماه طول کشید به دست لشکریان امیر تیمور خراب شد ولی بعدها امیر تیمور آن را تجدید عمارت کرد.