خوابیده دست

لغت نامه دهخدا

خوابیده دست. [ خوا / خا دَ / دِ دَ ] ( ص مرکب ) دست کرخ شده. دست بیحس شده: اخدار؛ خوابیده دست و پای سست اندام گردانیدن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

دست کرخ شده دست بیحس شده

جمله سازی با خوابیده دست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عوام، احساس سنگینی که گاهی به شخصی که خوابیده دست می‌دهد را به وسیله آن توجیه می‌کنند. پدیده پزشکی [فلج خواب] در واقع همان بختک است..

💡 پس از نشستن طولانی مدت روی یک پوزیشن نامناسب، او احساس کرد که خون در خوابیده دستش جریان ندارد و دچار بی‌حسی شده است.

💡 پزشک توضیح داد که احساس گزگز و درد در خوابیده دست معمولاً ناشی از فشار بیش از حد بر روی اعصاب اصلی بدن است.

💡 وقتی بالاخره توانست دستش را حرکت دهد، متوجه شد که به دلیل خوابیده دست، مدتی کوتاه قدرت کنترل کامل بر انگشتان خود را از دست داده بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران