لغت نامه دهخدا
خواب سنگین. [خوا / خا ب ِ س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خواب گران.خواب عمیق. مقابل خواب سبک. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خواب سنگین. [خوا / خا ب ِ س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خواب گران.خواب عمیق. مقابل خواب سبک. ( یادداشت بخط مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خواب سنگین شود از زمزمه آب روان نرگس یار گرانخواب شد از گریه ما
💡 گر چنین افسون غفلت پنبه در گوشم نهد کاسه سر را خطر از خواب سنگین من است
💡 شد یکی صد غفلت من صائب از قد دوتا خواب سنگین شد در آغوش فلاخن سنگ را
💡 فروغ عارضت پروانه سازد شمع بالین را پر پرواز گردد چشم شوخت خواب سنگین را
💡 شکسته پایی برق است سبزه ته سنگ به بال سعی گریزان ز خواب سنگین باش
💡 رکاب عزم تو در دست خواب سنگین است وگرنه توسن فرصت همیشه در زین است