لغت نامه دهخدا
خواب جامه. [ خوا / خام َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) لباس خواب. ( ناظم الاطباء ). پیراهن بلند که گاه خواب پوشند. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خواب جامه. [ خوا / خام َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) لباس خواب. ( ناظم الاطباء ). پیراهن بلند که گاه خواب پوشند. ( یادداشت بخط مؤلف ).
لباس خواب پیراهن بلند که گاه خواب پوشند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سحر آشفته چو برخاستم از جامه خواب جامه میجستم و دستار بهم بر میشد
💡 از خواب جامه چاک و پریشان برآمده صبح قیامتش ز گریبان برآمده