خندانده
مترادفها
خندهآور، شادکننده
متضادها
گریانده
لغت نامه دهخدا
خندانده. [ خ َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) بخنده واداشته. بخنده درآورده. خندانیده.
جمله سازی با خندانده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مـعـنـاى آيـه ايـن اسـت كـه: خـداى تـعـالى قوه خنده و گريه را در انسان خلق كرده. و يابـعـضـى ديـگـر گـفـته اند: معنايش اين است كه خداوند منشاء خنده و گريه يعنى مسرت وانـدوه را آفـريـده. و يا بعضى گفته اند: معناى آيه اين كه: خداوند زمين را با روياندنگياهان خندانده و آسمان را با باريدن گريانده.
💡 و يـا بـعـضـى ديـگـر گـفـتـه انـد: مـعـنـايـش ايـن اسـت كـه:اهل بهشت را خندانده و اهل دوزخ را گريانده.