لغت نامه دهخدا
خنبش. [ خِم ْ / خَم ْ ب َ ] ( ع ص ) بسیارجنبش. ( از منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). لرز. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خنبش. [ خِم ْ / خَم ْ ب َ ] ( ع ص ) بسیارجنبش. ( از منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). لرز. ( یادداشت بخط مؤلف ).
بسیار جنبش لرز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر نیز بپوشد رو ور نیز ببرد بو از خنبش روحانی صد گونه گوا دارد
💡 تا کش ز چه باشد؟ مگر از باغ بهشتست؟ خنبش چه مقامست؟ بگو:روضه رضوان