لغت نامه دهخدا
خط لعل. [ خ َطْ طِ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) موی تازه بردمیده بر پشت لب. ( از آنندراج ).
خط لعل. [ خ َطْ طِ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) موی تازه بردمیده بر پشت لب. ( از آنندراج ).
موی تازه بر دمیده بر پشت لب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شد ز خط لعل تو ایمن ز شبیخون هوس در شب تار بود شهد مسلم ز مگس
💡 از خط لعل که امشب سرمه خواهد یافتن می پرد بیدل به بال موج چشم ساغرم
💡 ز شعرخوانی عاشق به راه خویش به خاطر چو خط لعل تو یک بیت انتخاب ندارم
💡 از خط لعلکه امشب سرمه خواهد یافتن میپرد بیدل به بال موج چشم ساغرم
💡 زیر خط لعل تو میجست مپندار که خضر در سیاهی طلب چشمه حیوان میکرد
💡 تنها نه ز خط لعل لبش یافته زینت یاقوت هم از حلقه بگوشان خط اوست