لغت نامه دهخدا
خشک مزاج. [ خ ُ م ِ ] ( ص مرکب )سودائی مزاج. تندخو. سبک سر. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خشک مزاج. [ خ ُ م ِ ] ( ص مرکب )سودائی مزاج. تندخو. سبک سر. ( یادداشت بخط مؤلف ).
سودائی مزاج تندخو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (چون ابر شب جمعه گران است به خاطر از خشک مزاجان ریا دعوی مشرب)
💡 گرگیا خشک مزاجی کند و طعنه زند باغ را رایحه ی سنبل تر کم نشود
💡 ز قحط شیر مروت سپهر خشک مزاج مرا به جنبش گهواره می کند خاموش