لغت نامه دهخدا
خسیس تر. [ خ َ ت َ ] ( ص تفضیلی ) پست تر. فرومایه تر. حقیرتر. دون تر. رذلتر. ( یادداشت بخط مؤلف ): و قومی، خاک بدهانشان،الهیت بر ائمه ضلال خود که از بهائم و سباع و حشرات در مرتبه خسیس تر بودند اطلاق کردند. ( کتاب النقض ).
خسیس تر. [ خ َ ت َ ] ( ص تفضیلی ) پست تر. فرومایه تر. حقیرتر. دون تر. رذلتر. ( یادداشت بخط مؤلف ): و قومی، خاک بدهانشان،الهیت بر ائمه ضلال خود که از بهائم و سباع و حشرات در مرتبه خسیس تر بودند اطلاق کردند. ( کتاب النقض ).
پست تر فرومایه تر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خسیس تر ز جهان آن خسیس طبعانند که دل به عشوه این بیوفا گذاشته اند
💡 در فهم است اما کسی که سماع به طبع و غفلت شنود یا بر اندیشه مخلوق کند، خسیس تر از آن بود که در فهم و حال وی سخن گویند، اما آن که غالب بر وی اندیشه دین باشد و حب حق تعالی بود، این بر دو درجه باشد:
💡 و اگر در همت وی نگری، به یک دانک سیم یا زر که از وی به زیان آید، متغیر شود و رنجور گردد و اگر یک لقمه از وی در گذرد، به وقت گرسنگی مدهوش شود و از این خسیس تر چه باشد؟
💡 نفس خسیس گشت ز پیری خسیس تر از رخت کهنه حرص گدا تازه می شود
💡 خسیس باده چو نوشد خسیس تر گردد که بستگیش فزاید گره چو تر گردد