مشاحذه
مترادفها
مشاجره، جدل، مرافعه، دعوا
متضادها
صلح، توافق، سازش
لغت نامه دهخدا
( مشاحذة ) مشاحذة. [ م ُ ح َ ذَ ] ( ع مص ) برداشتن ماده شتر دم را وقت آبستنی سپس سخت پیچ دادن آن را. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
برداشتن ماده شتر دم را وقت آبستنی سپس سخت پیچ دادن آن