خرد نقش

لغت نامه دهخدا

خردنقش. [ خ ُ ن َ ] ( ص مرکب ) کوچک نقش. آن پارچه که شکل های کوچک و خرد دارد:
هر درختی پرنیان چینی اندر سر کشید
پرنیان خردنقش سبزبوم لعل کار.فرخی.قبای سقلاطون بغدادی بود سپیدی سپید، سخت خردنقش پیدا. ( تاریخ بیهقی ). || آن که هیکل و جسم کوچک دارد.

فرهنگ فارسی

کوچک نقش آن پارچه که شکل های کوچک و خرد دارد.

جمله سازی با خرد نقش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پرتو انداز است بر آئینهٔ درک خرد نقش این صورت که هست از شان این کسری نشان

💡 مصرعی خواستم ز پیر خرد نقش شد بر ضمیرم این ناگاه

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز