لغت نامه دهخدا
خرگردن. [ خ َ گ َ دَ ] ( ص مرکب ) گردن کلفت. صاحب گردنی سخت و سطبر. ستبرگردن. زفت گردن. با گردنی سخت سطبر. با گردنی سخت قطور نه بوجه. ( یادداشت بخط مؤلف ). اَرْقَب. رَقَبانی.
خرگردن. [ خ َ گ َ دَ ] ( ص مرکب ) گردن کلفت. صاحب گردنی سخت و سطبر. ستبرگردن. زفت گردن. با گردنی سخت سطبر. با گردنی سخت قطور نه بوجه. ( یادداشت بخط مؤلف ). اَرْقَب. رَقَبانی.
گردن کلفت صاحب گردنی سخت و سطبر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرا مغز خر داد خش دامنم که تا همچو خر گردن آرم بزیر