خدمت نمای

لغت نامه دهخدا

خدمت نمای. [ خ ِ م َ ن ُ / ن ِ / ن َ ] ( نف مرکب ) خدمت کن. خدمت کننده. خدمتکار. خدمتگر:
چو خدمتگران گشته خدمت نمای.نظامی.

فرهنگ فارسی

خدمت کن خدمت کننده

جمله سازی با خدمت نمای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این سو ار کار و خدمتی باشد تا که خدمت نمای و رامی

💡 ششم خانه را کرده بهرام جای چو خدمتگران گشته خدمت نمای

ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز