خدل

لغت نامه دهخدا

خدل. [ خ َ ] ( ع ص ) پرگوشت. ستبر. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ). || پرگوشت ساق پا و دست. ( از متن اللغة ). منها: مخلخلها خدل؛ جای خلخال او پرگوشت است. ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). ج، خِدال.
خدل. [ خ َ دَ ] ( ع مص ) پرگوشت شدن. ستبر شدن. ( از معجم الوسیط ). خدال. مخادلة. || پرگوشت و گرد شدن ساق پا. ( از متن اللغة ) ( ازاقرب الموارد ) ( از معجم الوسیط ) ( از منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

پر گوشت شدن ستبر شدن

جمله سازی با خدل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شرع را حشمت تو کسوت و نصرت داده شرک را حشمت تو عرصهٔ خدلان کرده

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز