واژه «خداوندکش» به معنای کسی است که پادشاه یا حاکم را میکشد و به عبارتی قاتل شاه یا کشنده ملک به شمار میرود. این اصطلاح در متون ادبی و تاریخی مانند آثار فردوسی و نظامی آمده و برای اشاره به کسانی به کار رفته که علیه بزرگان یا امیران شوریده و آنها را کشتهاند. علاوه بر معنای مستقیم «قاتل شاه»، در برخی متون، «خداوندکش» برای توصیف کسی که قدرت زیادی داشته و توانایی کشتن بزرگان، امیران یا مهتران را داشته نیز استفاده شده است. به بیان دیگر، این واژه هم نشاندهنده عمل قتل پادشاه و هم توانایی سرکوب بزرگان و افراد بلندمرتبه است. در اشعار و متون کلاسیک فارسی، کاربرد آن معمولاً با هشدار و نکوهش همراه است، بهویژه زمانی که به رفتار ناپسند و شورش علیه حاکمان اشاره دارد. «خداوندکش» هم در معنای تاریخی و هم ادبی اهمیت دارد و نمادی از تهدید به نظم و قدرت حاکمان محسوب میشود. بنابراین، این واژه به صورت ترکیبی، کشنده خداوند یا پادشاه کش را تداعی میکند و مفهومی از قتل و تهدید قدرت حاکمیت را در خود دارد.
خداوند کش
لغت نامه دهخدا
خداوندکش. [ خ ُ وَ ک ُ ] ( نف مرکب ) کشنده ٔخداوند. پادشاه کش. قاتل شاه. قاتل ملک:
که ای بندگان خداوندکش
مشورید هر جای بیهوده هش.فردوسی.چو آن عاصیان خداوندکش
خبر یافتند ازخداوند هش.فردوسی.نبخشود هرگز خداوند هش
بر آن بنده کو شد خداوندکش.نظامی.|| کشنده بزرگی یا امیری یا مهتری.
فرهنگ فارسی
کشنده خداوند پادشاه کش
جمله سازی با خداوند کش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نبخشود هرگز خداوند هش بر آن بنده کوشد خداوند کش
💡 آن خداوند کش آمد ز خداوند خطاب بانوی هر دو جهان مریم بلقیس جناب
💡 مرکب نیکیت را به جل وفاها پیش خداوند کش به دست تفضل