خجل گشتن

لغت نامه دهخدا

خجل گشتن. [ خ َ ج ِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) شرم داشتن. ( یادداشت بخط مؤلف ). سرافکنده شدن. خجلت کشیدن. منفعل شدن:
نشست از خجالت عرق کرده روی
که آیا خجل گشتم از شیخ کوی.سعدی ( بوستان ).

فرهنگ فارسی

شرم داشتن خجلت کشیدن

جمله سازی با خجل گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از نزول آیه رحمت خجل گشتن خطاست روی خود پنهان ز صائب از حیای خط مکن

💡 چو بی‌خبر ز سگان تو آمدم پیشت مرا بسوخت خجل گشتن و رمیدن تو

خونکار یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز