ختاخان

لغت نامه دهخدا

ختاخان. [ خ َ ] ( اِخ ) لقب پادشاه ختا بوده است و او را خان ختا نیز می گفته اند و در این دو بیت فرخی یکی از آن پادشاهان مقصود است:
ختاخان را مراد آمد که با تو دوستی گیرد
همی خواهد که آید چون قدرخان نزد تو مهمان.فرخی.خوش نخسبند همه از فزعش زآنسوی آب
نه قدرخان نه طغان خان نه ختاخان نه تکین.فرخی.

جمله سازی با ختاخان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 واضع القاب عقل خط خطا خوان بخواند نام کهین چاکرش گرچه ختاخان نهاد