حیوات

مترادف‌ها

زندگی، زیست، بقا

متضادها

مرگ، ممات

لغت نامه دهخدا

حیوات. [ ح َ ی َ ] ( ع اِ ) ج ِ حیة، به معنی مار. ( منتهی الارب ). رجوع به حیة شود.

فرهنگ فارسی

جمع حیه بمعنی مار.

جمله سازی با حیوات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مسیر این رودخانه در اغلب نقاط باتلاقهایی است که در آن‌ها بوته‌های گِز فراوان روئیده‌است و داخل آن‌ها حیوات وحشی مانند خوک وگراز زندگی می‌کنند که آفت بزرگی برای محصولات کشاورزی به‌شمار می‌رود.

💡 انت حیواتی لی تلف و فیک لی نعمة و فیک بلا

💡 حفظ محیط زیست و مراقبت از منابع طبیعی برای تداوم حیات و بقای تمامی موجودات حیوات روی کره زمین بسیار حیاتی است.

💡 اکوسیستم‌های متنوع در جنگل‌های بارانی، بستری مناسب برای شکوفایی انواع مختلف حیوات و گیاهان بسیار کمیاب و ارزشمند فراهم می‌کنند.

💡 تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین می‌تواند تهدیدی جدی برای کل چرخه حیوات و تعادل طبیعی میان گونه‌های مختلف زیستی باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران