لغت نامه دهخدا
حنایا. [ ح َ ] ( ع اِ ) ج ِ حنیة. به معنی کمان ها. ( دهار ) ( منتهی الارب )( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به حنیه شود.
حنایا. [ ح َ ] ( ع اِ ) ج ِ حنیة. به معنی کمان ها. ( دهار ) ( منتهی الارب )( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به حنیه شود.
(حَ یا حَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ حنیه، کمان.
کمان ها.
جِ حنیه؛ کمان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گاه جویان لطف طبع او انس را مهربان گاه کویان شوق جان او ارحنایابلال
💡 ابو حنایا (به عربی: أبو حنایا) یک روستا در سوریه است که در ناحیه بری شرقی واقع شدهاست. ابو حنایا ۱٬۱۵۷ نفر جمعیت دارد.