لغت نامه دهخدا
حیف و میل. [ ح َ ف ُ م َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب )ظلم و بیداد و انحراف از حق. || تفریط.
- حیف و میل شدن؛ تفریط شدن.
- حیف و میل کردن؛ بالا کشیدن. خوردن. تفریطکردن.
حیف و میل. [ ح َ ف ُ م َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب )ظلم و بیداد و انحراف از حق. || تفریط.
- حیف و میل شدن؛ تفریط شدن.
- حیف و میل کردن؛ بالا کشیدن. خوردن. تفریطکردن.
ظلم و بیداد و انحراف از حق.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیست حیف و میل در میزان عدل کردگار هر چه زین سر بر تو افزودند زان سر کم نهند
💡 بسیاری از بازیگران کودک در کسب پولی که از راه بازیگری به دست آوردهاند ناکام بودهاند. جکی کوگان درآمد زیادی به عنوان بازیگر خردسال کسب کرد، ولی بیشتر آنها توسط والدینش حیف و میل شد. در سال ۱۹۳۹ کالیفرنیا این بحث را بررسی کرد و قانونی تصویب کرد که بخشی از درآمد کودکان بازیگر برایشان ذخیره شود.
💡 در سال ۲۰۰۰ گانی تاتسی برادر رهبر (پ د کا) هاشم تاتسی در یک حمله به پریشتینا یک میلیون مارک آلمان (۵۰۰۰۰۰ یورو) پول نقد از او پیدا شد. منشأ این پول مشخص نبود. در زمان کار وزیر داخله بایرام رجبی در حدود یک و نیم میلیون یورو در ارتباط با تولید پاسپورت بوسیله یک شرکت اتریشی حیف و میل شده بود. بعدها ۲۰۰هزار یوروی ان در دست راننده کادری وسلی کشف شد.
💡 حسن خلقش تازه رو بر می خورد با خار وگل نیست حیف و میل در میزان عدل نوبهار
💡 در ترازوی قیامت نتوان یافت کجی حیف و میل از دل و از دیده بیدار مجو
💡 علی بن ابیطالب در این خطبه از اسراف و حیف و میل بیتالمال توسط عثمان و گروهی از بنیامیه سخن به میان میآورَد.